سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 90/12/20:: 8:25 عصر

(((پست ثابت )))


http://s3.picofile.com/file/8284139134/t0000abl.JPG

کودک، انسان است!

یادداشت هایی درباره مسائل کودکان و نوجوانان

به قلم: محمد حمله دار

نویسنده و دارای مدرک بین المللی روان شناسی کودک و نوجوان

از آکسفورد انگلستان


 وبگاه:

hamledar.ir

کانال تلگرام:

@hamledar

پیج اینستاگرام:

instagram.com/mhamledar

 

ادامه مطلب...

کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/30:: 12:28 عصر

http://s4.picofile.com/file/8286797376/gbcngn65r5d.JPG

 

تفاوت رشد سنی با رشد عقلی در نوجوانان

سطح فکری نوجوانان الزاما با بالا رفتن سنشان افزایش نمی یابد. در واقع رشد سنی و رشد عقلی دو مقوله جداگانه هستند به همین دلیل گاهی یک نوجوان سیزده ساله مثل شانزده ساله ها رفتار می کند  و گاهی یک نوجوان شانزده ساله به اندازه سیزده ساله ها می فهمد و درک می کند. رشد سن با گذشت زمان و به صورت طبیعی رخ می دهد و نمی توان سرعتش را کم یا زیاد کرد اما رشد عقلی به عوامل گوناگونی بستگی دارد که برخی از آن ها را بررسی می کنیم:

خانواده

خانواده مهم ترین عامل رشد عقلی نوجوان است. والدین فرهیخته، مودب، با فرهنگ و اهل مطالعه فرزندانی تربیت می کنند که مثل خودشان رفتار می کنند و هرچند سنشان پایین است اما همیشه در گفتار و کردار و افکار طوری عمل می کنند که گویی چند سال بزرگ تر هستند. چنین نوجوانانی آینده ای روشن و پر افتخار خواهند داشت. والدینی که همه روابطشان با فرزندشان اصولی و بر مبناهای علمی است هیچ وقت طوری با فرزند رفتار نمی کنند که منجر به کاهش سطح فکری و بی فرهنگ شدنش بینجامد.

مطالعه

کتابخوانی مستمر سهم به سزایی در بالا بردن سطح فکری نوجوان دارد. نوجوانی که همیشه کتابی برای خواندن دارد یک سروگردن از هم سن و سالانش بالاتر است چون ذهنی باز و اندیشه ای بلند دارد. هرچند همه ی کتاب ها باعث رشد عقلی می شوند اما آن دسته از کتاب هایی که عمیق تر و پرمحتوا ترند و مدتی ذهن نوجوان را درگیر و فکرش را مشغول می کنند مفیدتر و موثرتر هستند.

قرارگیری در موقعیت های اجتماعی

نوجوانی که در موقعیت های اجتماعی فرهنگی، هنری ورزشی و شغلی قرار دارد جامعه و انسان ها را بیشتر می شناسد و به دلیل ارتباط با افراد مختلف و زیاد، چیزهای زیادی یاد می گیرد . همچنین حضور در کارهای جمعی باعث می شوند روحیه نوجوان اجتماعی تر شود و اصول روابط با دیگران را بهتر بیاموزد در نتیجه کمتر با اطرافیان خود درگیر می شود.

دوستی با بزرگترها

اگر بیشتر دوستان یک نوجوان، افرادی کم سن تر از او باشند به طور طبیعی سطح فکری او کاهش می یابد چون هیچ وقت چیز جدیدی از آن ها یاد نمی گیرد و افزون بر آن به مرور رفتارهایش بچه گانه می شوند به همین دلیل بهتر است نوجوان با گروه هایی دوستی کند که غالب افرادشان یک تا سه سال از او بزرگ تر باشد. البته در این جا فقط بزرگی سن مطرح نیست بلکه فرهیختگی و وزین بودنشان نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.

محمد حمله دار

 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/28:: 6:48 عصر

http://s2.picofile.com/file/8286610242/jhkjhk65d44fr.JPG

 

وجدان کودک چطور عمل می کند؟

سه تا هفت سالگی سن شکل گیری و تقویت وجدان در کودک است. در این سالها کودک یک سری ملاک و معیار برای خودش در نظر می گیرد و در صورت عدم رعایت آن ها احساس عذاب وجدان و ناراحتی می کند.

کودک این اصول اخلاقی را تا حد زیادی از خانواده یاد می گیرد و تقلید می کند. یعنی نگاه می کند والدینش چه ملاک هایی را برای خوب یا بد شمردن کارها در نظر می گیرند، خودش نیز همان ها را می پذیرد و اگر آشکارا یا پنهان، خلافشان عمل کرد دچار اضطراب و پشیمانی می شود.

 دایره وجدان به همین مورد محدود نمی شود بلکه بسیاری از رفتارها و افکار کودک را تحت تاثیر قرار می دهد. مواردی همچون قضاوت کردن درباره ی دیگران، اطاعت از قوانین خانه، نظر دادن درباره مسائل، پذیرش یا عدم پذیرش خواسته های والدین، جلوگیری از وسوسه انجام کارهای بدی همچون دروغ یا شکستن وسایل و....اموری هستند که وجدان کودک در جهت دهی به آن ها نقش مهمی ایفا می کند.

آن چه جایگاه ویژه ای در تقویت وجدان اخلاقی کودک دارد مسئله تشویق و تنبیه است. این دو امر اگر اصولی و به جا انجام شوند عامل مهمی در بهبودی کردار کودک خواهند داشت و برعکس اگر نادرست صورت بپذیرند کودک را بی وجدان بار می آورند اما آن چه به عنوان مهم ترین عامل تقویت وجدان کودکان شمرده می شود محبت پدر و مادر است.

اگر والدین مهربان باشند و همیشه با مهر و محبت با کودکشان رفتار کنند، تمام اصول اخلاقی و وجدانی را به او آموخته اند و او نیز همیشه از آن ها تقلید و پیروی خواهد کرد و حتی هیچ وقت حاضر نمی شود از روی عمد کاری بکند که موجب ناراحتی شان شود بنابراین والدین باید به این نکته توجه شایانی داشته باشند و برای تربیت فرزند ابتدا از خودشان آغاز کنند.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/24:: 6:42 عصر

http://s7.picofile.com/file/8286122426/ty6di611rgj.JPG

 

چرا کودکم را به مهد کودک بفرستم؟

مهد کودک به عنوان یک مقطع خاص، شیرین و مهم جایگاه ویژه ای در زندگی کودک و والدینش دارد. در روزگار دهه ی شصت و پیش از آن، خانواده ها پرجمعیت و دارای چند بچه  قد و نیم قد بودند و هر خانه ای عملا مهد کودک بود اما امروز شرایط زندگی کاملا با گذشته متفاوت است بنابراین دلایل زیادی برای فرستادن کودک به مهد می توان بیان کرد که در ادامه برخی از آن ها را می خوانیم:

فضای بازی

خانه کوچک آپارتمانی، بدون خواهر و برادر، پدری که سرکار است و مادری که مشغول خانه داری است. بسیاری از کودکان در چنین وضعیتی زندگی می کنند. کودک در این اوضاع پناهگاهی جز تبلت و تلویزیون ندارد پس بهترین کار، فرستادن او به مهد کودک است تا بتواند چند ساعتی به بازی و سرگرمی بپردازد. بی آنکه کسی به دلایل مختلف جلویش را بگیرد.

فرار از تنهایی

همان طور که گفته شد معمولا کودک با مادرش در خانه تنهاست و همبازی ندارد درحالی که کودک نیاز به همراهی همیشگی یک فرد دارد چون تنهایی بیش از حد برای او آسیب های روانی به همراه دارد. کودک در مهد با یک مربی و چندین نفر از هم سن و سالانش در ارتباط است و به این ترتیب از فضای ساکت و سنگین خانه خلاص می شود.

آمادگی ورود به مدرسه

بسیاری از کلاس اولی ها با گریه و زاری راهی مدرسه می شوند و مادرشان مجبور می شود روزها و حتی ماه های زیادی آن ها را همراهی کند و در زنگ تفریح ها به فرزندشان سر بزنند. این کودکان اگر یکی دو سال به مهد می رفتند قطعا به جدایی چند ساعته از خانواده عادت می کردند و مدرسه رفتن برایشان عادی می شد.

آمادگی آموزشی

کودکی که در هیچ برنامه آموزشی شرکت نکرده به سختی می تواند فضای درسی کلاس را تحمل کند لذا حتی گاهی برخی از کلاس اولی ها مردود نیز می شوند و ناچار به شرکت دوباره در کلاس اول می شوند. مهد کودک هایی که برنامه های آموزشی دارند کودک را از لحاظ ذهنی و روانی برای یادگیری آماده می کنند.

اجتماعی شدن

مهد کودک تاثیر خوبی در تقویت روابط اجتماعی کودک دارد. هرچند کودکان در مدرسه نیز با جمع زیادی از هم سن و سالانشان در ارتباط اند اما مهد کودک به دلیل ماهیت تفریحی که دارد کودکان را بیشتر به برقراری رابطه ی دوستی با همدیگر وا می دارد بنابراین می توان آن را موثرتر از مدرسه دانست.

خاطره شیرین

بی شک اگر مهد کودک دارای فضای شاد و مربی خوبی باشد خاطراتی شیرین  برای کودک رقم می زند به گونه ای که در سنین بالاتر همواره از آن یاد خواهد کرد بنابراین توصیه ما به پدر و مادرها این است که این خاطره شیرین را برای فرزندشان به ارمغان آورند.

محمد حمله دار

  


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، مهد کودک

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/19:: 5:40 عصر

http://s7.picofile.com/file/8285460076/thfdftj65u5uy.JPG

 

نکات مهم در انتخاب مهد کودک


مهد کودک نقطه ی آغاز جدایی کودک از خانواده و ورود او به جامعه است. همچنین یکی از خاطره انگیزترین دوره ها برای او در طول زندگی اش خواهد بود بنابراین اهمیت زیادی دارد. در گذشته خانه ها دارای حیاط و حوض و درخت و... بودند و هر کودک چندین خواهر و برادر داشت اما امروزه خانواده ها به زندگی در خانه های کوچک آپارتمانی و یکی دو فرزند بسنده کرده اند. در این شرایط که کودک نه همبازی دارد نه فضای بازی، فرستادن او به مهد کودک امری مهم و اجتناب ناپذیر است به همین دلیل در ادامه برخی از ویژگی های یک مهد کودک خوب را بیان خواهیم کرد تا والدین با معیارهای انتخاب مهد آشنا شوند:

بهداشت

کودکان خیلی زود بیمار می شوند. از سرماخوردگی گرفته تا بیماری های عفونی بلاهایی هستند که به سربچه می افتند و او را مدت زیادی درگیر می کنند لذا رعایت بهداشت در دستشویی ها، ضدعفونی کردن اسباب بازی ها و... اموری هستند که حتما باید توسط مسئول مهد رعایت شوند.

مربی شایسته

مربی اصلی ترین نقش را در علاقه مند کردن کودک به مهد دارد. مربی حتما باید در زمینه روان شناسی کودک مطالعات گسترده ای داشته باشد و هنگام ارتباط با کودکان از دانسته هایش بهره ببرد. اگر یک مربی پرحوصله، خوش اخلاق، مهربان و حرفه ای باشد فرستادن کودک به مهد کار آسانی خواهد بود اما اگر می بینید فرزندتان از رفتن به مهد کودک خودداری می کند شاید یکی از دلایلش بدرفتاری مربی باشد.

آموزش و بازی

برخی از مهد کودک ها فقط به اجرای برنامه های آموزشی می پردازند و برخی دیگر صرفا یک فضای بازی برای کودکان فراهم می کند. هر دوی این ها کسل کننده اند و کودک پس از مدتی از آنها خسته می شود. بهترین سبک برای اداره مهد کودک تلفیقی از بازی و کلاس های آموزشی است تا کودک هم مطالب مفید یاد بگیرد هم با بازی کردن روحیه شادابش را حفظ کند.

وسایل بازی

اگر یک مهد تنها چند عروسک و ماشین کهنه در اختیار کودکان قرار دهد قطعا هیچ جذابیتی برای آن ها نخواهد داشت. بی شک اسباب بازی های زیاد و متنوع سهم مهمی در ایجاد فضایی شاد برای کودکان دارند بنابراین مسئولان مهد باید هم مقدار اسباب بازی ها را به تناسب تعداد کودکان افزایش دهند هم در پی تهیه بازی های جدید و فکری باشند تا قدرت ذهنی کودک را از راه بازی پرورش دهند.

جمعیت متناسب

سروصدای آزار دهنده، حوادث ناگوار و بی توجهی به کودکان برخی از نتایج یک مهد شلوغ است. کودکان به اقتضای سنشان، پر سر و صدا و اهل شیطنت هستند و اگر تعدادشان بیش از حد باشد مربی از پس کنترلشان بر نمی آید در نتیجه هم کیفیت کار جمعی افت می کند هم مربی از جزئیات وضع کودکان به صورت فردی و جداگانه غافل می ماند. این مسئله در روز های آغازین فعالیت مهد اهمیت بیشتری دارد چون کودک به تازگی وارد فضای جدیدی شده و احساس غربت می کند بنابراین مربی باید با هر کودکی به صورت جداگانه صحبت کند و ارتباط صمیمی ایجاد کند.

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، مهد کودک

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/17:: 11:47 صبح

http://s1.picofile.com/file/8285150250/rgedt45y7881.JPG

 

کمبودها چه بلایی بر سر نوجوان می آورند؟

بسیاری از نوجوانان اهل خودنمایی هستند. در این سن آن ها دوست دارند توجه دیگران را جلب کنند و دیده شوند. به ویژه اگر در زندگی شان با کمبودهایی روبه رو باشند.

 در گذشته نوجوانی به نام بهروز را می شناختم که خانواده ی فقیری داشت. پدرش شغلی کم درآمد و میلیون ها تومان بدهی و قرض داشت. دوستان بهروز اما خانواده هایی مرفه داشتند. پول توجیبی شان زیاد بود و همیشه برای همه خوراکی می خریدند. در هر باشگاهی ثبت نام می کردند و بهترین موبایل ها و لب تاب ها را داشتند. بهروز این حالت آن ها را می دید و به حال خودش تاسف می خورد. دچار فشارهای روانی زیادی می شد و در نتیجه رفتارهای عجیبی برای خود نمایی انجام می داد مثلا جلوی دوستانش حیوانات را اذیت می کرد. اگر می دید دو نفر با هم دوستی صمیمی دارند تلاش می کرد رابطه شان را خراب کند. بسیار دهن لق بود و هر حرفی و هر رفتاری که از هرکسی می دید را به همه می گفت و اصلا برایش مهم نبود که نباید رازهای دیگران را فاش کند. بهروز دو سال از دیگر دوستانش بزرگ تر بود اما رفتارهایی بچه گانه از خودش بروز می داد به گونه ای که انگار نه انگار او ریش سفید آن جمع رفاقتی به شمار می آمد. لجبازی ها  و خیره سری های ناپسندی داشت و حتی اگر توانایی انجام کار مثبتی را داشت، به پیروی از دوستانش آن کار را نمی کرد. همه این کارها را می کرد تا عقده های درونی اش را باز کند و جلوی دوستانش، خودی نشان بدهد.

«کمبود» باعث خودنمایی می شود. این قضیه در دوره ی نوجوانی به اوج می رسد اما در کودکان و بزرگسالان هم دیده می شود. کمبود عاطفی، کمبود اقتصادی، کمبود درسی و هر ناکامی دیگری باعث می شوند نوجوانان از راه های بدی خودش را نشان دهد. بسیاری از مواقع خودنمایی های معمولی نوجوان را راضی نمی کند و او را به ارتکاب جرم وا می دارد.

بسیار جای تاسف است که ما چیزی به نام «کانون اصلاح و تربیت» داریم. خانواده باید به فکر باشند. پدر و مادر باید درک کنند که نوجوانی دوره ی خطرناکی است. نباید اجازه دهند فرزندشان احساس کمبود کنند. والدین توجه داشته باشند که ریشه بسیاری از بدی ها، کمبودهاست

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، کمبود

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/14:: 6:59 عصر

http://s2.picofile.com/file/8284817318/yjgkyck7576tud.JPG

 

آنچه از انجمن اولیا و مربیان برمی آید

شخصیت کودکان و نوجوان در دو نهاد اصلی  یعنی خانواده و مدرسه شکل می گیرد. لازمه موفقیت این دو نهاد همکاری و هماهنگی است. به این معنا که برای تربیت کودک و نوجوان به یاری هم بشتابند و همچنین با همدیگر هماهنگ باشند نه این که دانش آموز از خانواده یک چیز یاد بگیرد و از مدرسه یک چیز دیگر و در نتیجه میان آموزش ها و شیوه های تربیتی متضاد سرگردان شود. جلسات انجمن اولیا و مربیان یکی از امور مهم در مدارس برای بهره مندی از ظرفیت خانواده هاست. در ادامه برخی از این ظرفیت ها را بیان می کنیم تا روشن شود که کارکرد این جلسات چیزی فراتر از پول جمع کردن برای مدرسه است.

انتقال تجربیات

هریک از معلمان، مدیران و والدین تجربه های ارزشمندی در زمینه ارتباط با کودکان و نوجوانان و مسائل تربیتی دارند. جلسات انجمن اولیا مربیان محل مناسبی برای انتقال این تجربیات به هم دیگر و یادگیری اصول فرزند پروری است.

شناخت بهتر کودکان و نوجوانان

شناخت والدین از روحیات کودک و نوجوان، جزیی و محدود به فرزند خودشان است. معلمان برعکس هستند و اطلاعاتی کلی درباره نوجوانان دارند و چه بسا شناخت کافی از یک دانش آموز خاص نداشته باشند. جلسات اولیا و مربیان با ایجاد فضای تبادل اطلاعات، این زمینه را فراهم می کنند که خانواده ها از وضعیت کلی نوجوانان در جامعه آگاه شوند و معلمان نیز به طور خاص از وضع تک تک دانش آموزان اطلاع پیدا کنند.

بهره گیری از تخصص های والدین

در میان والدین دانش آموزان افرادی با تخصص های گوناگون یافت می شوند. مثلا پزشک، تعمیرکار، سخنران، روان شناس و... مدیران در این جلسات می توانند چنین والدینی را به همکاری با مدرسه ترغیب کنند تا مجبور به دعوت افرادی از بیرون و هزینه کردن های اضافی نشوند.

تشکیل شوراهای گوناگون

برخی از مدیران خوش ذوق و دلسوز دوست ندارند به اجرای برنامه های ابلاغ شده از آموزش و پرورش بسنده کنند بلکه خودشان در پی برگزاری برنامه های ورزشی، هنری و فرهنگی خودجوش هستند. اجرای چنین برنامه هایی وابسته به برنامه ریزی های دقیق اجرایی و مالی است. طبیعتا این برنامه ریزی ها اگر به شکل جمعی و مشورتی انجام شوند نتیجه بهتری خواهند داشت. جلسات اولیا و مربیان این عرصه را فراهم می کنند که مسئولان مدرسه به همراه تعدادی از والدین شوراهای مختلفی تشکیل بدهند و به این امور بپردازند.

ارتباط با اداره آموزش و پرورش

اجرای برخی از تصمیمات و برنامه ها در مدارس نیاز به هماهنگی و کمک اداره آموزش و پرورش دارد. بی شک اگر جمع قابل توجهی از خانواده ها از یک طرح حمایت کنند، جلب کمک و رضایت اداره آسان تر می شود نسبت به اینکه مدیر مدرسه به تنهایی بخواهد پیگیر این مسئله باشد.

برگزاری دوره های گوناگون برای دانش آموزان

همان طور که گفته شد برخی از والدین تخصص های گوناگون و قابل استفاده ای دارند. یکی از ظرفیت های این جلسات شناسایی و استفاده از این والدین برای برگزاری دوره های هنری، آموزشی و... برای دانش آموزان است.

شناسایی والدین خیر

یکی از امور پررنگ مدارس گاهی تبدیل به معضل می شود، درخواست کمک مالی از خانواده هاست. مدیر مدرسه باید به جای فشار آوردن به همه خانواده ها برای جمع آوری کمک های مالی، در جلسات اولیا و مربیان والدین خیر را شناسایی و آن ها را نسبت به یاری مدرسه ترغیب کند.

محمد حمله دار

  



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/12:: 12:41 عصر

http://s8.picofile.com/file/8284491918/n00039916_b.jpg

 

پس از هفت سالگی...


هفت سالگی یک سن مهم و متحول کننده برای کودک است. تفاوت میان کودکان بالای هفت سال و زیر هفت سال به اندازه ای زیاد است که می توان این سن را تقسیم کننده ی دوره ی کودکی به قبل و بعد دانست. افزایش قدرت تفکر و مدرسه رفتن دو عامل اصلی ایجاد کننده این تغییرات هستند. برخی از این تحول ها را بررسی خواهیم کرد. هدف از بیان این مطلب این است که والدین در صورت مشاهده ویژگی های زیر در فرزندشان، برخوردی منطقی و مهربانانه با او داشته باشند و بدانند که این حالات طبیعی هستند.

تقلید از مدرسه به جای خانواده

تا پیش از هفت سالگی کودک خودش را با خانواده هماهنگ می کند و تلاشش را برای تقلید از پدر و مادر به کار می گیرد. هرچند گاهی دامنه ی این تقلید را گسترش می دهد و از رفتارهای بستگان  و دوستان نیز الگو برداری می نماید اما الگوی اصلی و بی رقیب او خانواده هستند. پس از هفت سالگی این وضعیت به کلی دگرگون می گردد زیرا او ناگهان وارد مدرسه می شود و با مجموعه ی گسترده ای از معلمان و دانش آموزان رو به رو می شود. در این شرایط او ناخوآگاه متوجه می شود که برای تقلید، حق انتخاب دارد و دیگر مجبور نیست فقط به خانواده اش نگاه کند.

غرور

در هفت سالگی غرور به ویژگی های روانی کودک افزوده می شود زیرا می بیند هم قدرت تصمیم گیری و فکر کردنش بیشتر شده هم بسیاری از کارهای شخصی اش را می تواند به تنهایی انجام دهد و دیگر وابسته به والدینش نیست بنابراین احساس غرور می کند. سه ویژگی که در ادامه می آیند نتیجه ی همین احساس غرور هستند.

ابراز نکردن علاقه به والدین

اگر والدین خوش اخلاق باشند کودک مثل دوران پیش از هفت سالگی به آنها علاقه خواهد داشت اما تغییری که در این میان صورت می گیرد این است که او دیگر آن محبت را ابراز نخواهد کرد یا دست کم می توان گفت کمتر آن را نشان خواهد داد. والدین در این دوره نباید احساس نگرانی کنند چون این امر یک ویژگی طبیعی است.

برخورد سرد با دیگران

کودک پس از هفت سالگی برخورد سردی با دیگران خواهد داشت و این حالت تا پایان دوران نوجوانی ادامه می یابد. در واقع او مشکل پسند شده و دیگر از هرکسی خوشش نمی آید. کودکان زیر هفت سال این طور نیستند و خیلی زود با دیگران صمیمی می شوند اما هفت ساله ها حتما باید از یک نفر خوششان بیاید تا به او روی خوش نشان دهند.

توقع احترام

کودک در این سن توقع دارد که به او احترام بگذارند. حتی حاضر نمی شود با او رفتارهای بچگانه انجام دهند. مثلا اگر در موقعیت خاصی والدین مجبور شوند او را بغل کنند لب به اعتراض گشوده و می گوید مگه من بچه کوچولوام؟!

بی توجهی به تذکرات

هفت ساله ها دیگر حوصله تذکرهای پدر و مادر را ندارند. آنها فکر می کنند قدرت تشخیص پیدا کرده اند بنابراین خوششان نمی آید که والدین سر هرکاری به آنها بگویند چکار کنند. این ویژگی سرآغاز لج بازی های تکرار شونده و بلند مدت خواهد بود و در دوران نوجوانی به اوج خود می رسد.

بالا رفتن سطح توقعات

اگر کودک تا دیروز با یک عروسک کوچک یا ماشین اسباب بازی ساده راضی و خوشحال می شد امروز دیگر آن گونه نخواهد بود. او عروسک بزرگ، ماشین کنترلی، کیف های رنگارنگ و دفترهای فانتزی می خواهد. بسیاری از این درخواست ها به دلیل دیدن وضع همکلاسی ها در کودک شکل می گیرند بنابراین والدینی که وضع مالی خوبی دارند نباید کودک را با وسایلی به مدرسه بفرستند که بقیه بچه ها اصطلاحا دلشان آب بشود و از پدرانشان چیزهایی درخواست کنند که از عهده ی توانشان بیرون باشد.

محمد حمله دار


لینک یادداشت در سایت میگنا (دانشنامه روان شناسی):

yon.ir/haftsa 

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/11:: 6:15 عصر

http://s4.picofile.com/file/8284399442/hktjtj47gh6fxh.JPG

 

چند راهکار برای درمان کودک خجالتی

 

خجالتی بودن مودب بودن نیست! از اینکه کودک شما با هیچ کس دعوا نمی کند، سرش به کار خودش است، با کسی حرف نمی زند و سربه سر کسی نمی گذارد زیاد خوشحال نشوید چون احتمالا فرزندتان دچار مشکل خجالتی بودن است. کودک خجالتی نمی تواند از خودش دفاع کند در دوست یابی ضعیف است و از برقراری ارتباط با دیگران می ترسد. به سختی با محیط های جدید مثل مدرسه یا اعضای جدید فامیل کنار می آید. در شکوفا کردن استعدادهایش مشکل جدی دارد و حتی اگر به کاری علاقه مند شود، از سر خجالت علاقه اش را ابراز نمی کند و به سراغ آن کار نمی رود. مسئله مهم این جاست که که هر چقدر زمان بگذرد کودک به این وضع عادت می کند و درمانش سخت تر می شود بنابراین اگر والدین نشانه های بالا را در فرزندشان می بینند به کمک راهکارهای زیر در پی حل مشکل او باشند:

- اصلی ترین دلیل خجالتی شدن کودک، بداخلاقی والدین است. پدر و مادری که ارتباطشان با فرزند بر پایه دعوا و تنبیه است کودکانی خجالتی بار می آورد بنابراین راهکار نخست اصلاح اخلاق خودتان است.

- با مطالعه و مشاوره، تکنیک های تقویت اعتماد به نفس و مهارت های ارتباطی ویژه کودکان را بیاموزید و آن ها را با ملایمت و مهربانی به فرزندتان یاد بدهید.

- با دادن وعده جایزه های ارزشمند به کودک، او را به شرکت در برنامه های گروهی مثل سرود و تئاتر تشویق کنید.

- برایش افرادی را مثال بزنید که قبلا خجالتی بودند اما اکنون افرادی موفق و شناخته شده هستند.  البته شیوه بیانتان در این جا مهم است چون نباید چنین افرادی را به رخ او بکشید و مثلا بگویید پسر عمویت رو ببین چقدر موفقه ولی تو عرضه ی هیچ کاری رو نداری!

- فواید و نتایج اجتماعی شدن و حضور فعال در گروه ها را برایش توضیح دهید.

- او را در کانون های پرورش فکری، کلاس های هنری، باشگاه های ورزشی و مجموعه های فرهنگی عضو کنید چون بسیاری از فعالیت های این مکان ها دسته جمعی است و کودک این فرصت را به دست می آورد که با افراد زیادی از هم سن و سال هایش ارتباط برقرار کند.

- خودتان جلوی او با دیگران خوش و بش و ارتباط گرم برقرار کنید تا روش صحبت کردن و تعامل با افراد را غیر مستقیم به او یاد داده باشید.

 - هم بازی ها و دوستانی برایش پیدا کنید که از او کم سن تر باشند. برقراری ارتباط با آن ها برای او راحت تر است و به مرور توانایی ارتباط با همه را به دست می آورد.

 - از او بخواهید برایتان شعر یا داستان بخواند. ابتدا وقتی با او تنها هستید این کار را بکنید و سپس کم کم افراد دیگر را به جمعتان اضافه کنید.

- و در پایان توجه کنید که شما نباید با برخی از رفتارها زمینه ی خجالتی تر شدنش را فراهم کنید. توهین و تمسخر او جلوی جمع و تحقیر و دعوا کردنش به خاطر خجالتی بودن نه تنها هیچ تاثیر مثبتی ندارند بلکه کودک را به شدت خجالتی تر می کنند.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/11/9:: 4:52 عصر

http://s3.picofile.com/file/8284139134/t0000abl.JPG


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

   1   2   3   4   5   >>   >