سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/7/16:: 6:30 عصر

http://s8.picofile.com/file/8308543000/22in42462332dex.jpeg

 

کتاب "یک نسل" نوشته محمد حمله دار منتشر شد

این کتاب که به موضوع تربیت فرزند پرداخته در شمارگان هزار نسخه و توسط انتشارات بیکران دانش به چاپ رسید


جهت تهیه کتاب، به آی دی @skribi در تلگرام پیام دهید.

لینک خرید اینترنتی کتاب اعلام خواهد شد.



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/7/5:: 4:42 عصر

http://s8.picofile.com/file/8307591926/fd44md874jhd784xfd.JPG

 

سی نکته برای مادران از سی کتاب تربیتی


1- هرکاری را در زمان خودش انجام دهید تا استرس کارهای عقب افتاده نداشته باشید

2- با عادت های غذایی عجیب و غریب کودک خردسالتان کنار بیایید

3- خواب کافی داشته باشید

4- عادت های خوب را به فرزندتان بیاموزید

5- چیزهایی مثل پتادین، باند و چسب زخم را همیشه در خانه داشته باشید

6- شخصیت فرزندتان را بشناسید

7- مسائل مالی را برایش توضیح دهید

8- برخی از مسئولیت های کودک را به پدرش بسپارید

9- الگویی برای سایر مادران باشید

10- هر روز برای فرزندتان کتاب بخوانید. این هم یک راه خوب برای وقت گذرانی است و هم فکر او را پرورش می دهد

11- بگذارید چیزهای جدید را تجربه کند

12- برخی از مسئولیت های خانه را به او بسپارید

13- خدمتکار نشوید! فرزندتان باید کارهای شخصی اش را خودش انجام دهد

14- اگر مرتکب رفتار اشتباهی شدید از فرزندتان عذرخواهی کنید

15- وقتی خشمگین می شوید واکنش فوری نشان ندهید

16- از فرزندتان بخواهید ویژگی های مثبت خواهر و برادرش را بیان کند

17- نکات ایمنی را به او بیاموزید

18- هنگامی که آشنایانتان درباره خوبی های فرزندشان صحبت می کنند آنها را با فرزند خود مقایسه نکنید. احتمالا آشنایانتان در حال لاف زدن هستند!

19- خاطرات جالب دوران کودکی تان را برایش تعریف کنید

20- هنگامی که برای او وقت می گذارید، موبایلتان را کنار بگذارید

21- برای چند دقیقه هم که شده، بیرون از خانه با او قدم بزنید. برای مسیرهای کوتاه از خودرو استفاده نکنید

22- انتظاراتتان را شفاف بیان کنید

23- ریاضی را با بازی و سرگرمی به او بیاموزید

24- در اجرای مقررات خانوادگی ثابت قدم باشید ولی اول از منصفانه بودنشان مطمئن شوید

25- پرسش های او را پاسخ دهید. بچه ها خیلی کنجکاو هستند

26- از عکس های خانوادگی تان به خوبی نگه داری کنید. این ها در آینده منبع خاطراتتان خواهند شد

27- جواب سلام دادن، خداحافظی، تبریک، تسلیت، احوال پرسی و... را به او یاد دهید

28- آخر شب بابت کارهای خوب آن روزش از او تشکر کنید

29- ناسزا ندهید. او از رفتارهایتان الگوگیری می کند

30- به استعدادهایش توجه کنید

 

نویسنده: دیوید اسپارو

مترجم: محمد حمله دار



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/6/1:: 6:40 عصر

http://s8.picofile.com/file/8304402392/1813sddsfdfdfds20_632.jpg

 

عوارض بمباران آموزشی فرزند

 تعطیلات تابستانی ایام شادی بیشتر دانش آموزان است اما برای عده ای از آن ها این سه ماه، عزا و مصیبت هستند چون این دسته از دانش آموزان در تابستان مجبورند به دستور والدین در چندین کلاس آموزشی و هنری شرکت کنند.

 در واقع بیشتر والدین دوست دارند فرزندشان این سه ماه فراغت را به بطالت نگذارند و با شرکت در یک یا دو دوره ی آموزشی، حرفه یا هنر مفیدی را بیاموزد اما برخی از پدر و مادرها به یکی دو کلاس قانع نمی شوند و صبح تا شب فرزند را با دوره های گوناگون بمباران می کنند.

 استدلال عده ای از آن ها این است که ما خودمان در دوران نوجوانی از این امکانات بی بهره بودیم و به همین علت پیشرفت چشمگیری در زندگی مان نداشتیم پس خوب است که فرزندمان با بهره گیری از این موقعیت به جایگاه های خوبی در زندگی اش برسد.

 عده ی دیگری از والدین این طور دلیل می آورند که به قول معروف یادگیری در سن کم نقش بر سنگ است و نوجوانان باید بیشترین استفاده علمی را از این دوره ببرند. هر چند این حرف ها دلایل قانع کننده ای به نظر می رسند اما روشن است که افراط در هر کاری اشتباه است. برخی از عوارض این بمباران آموزشی را مرور می کنیم:

بی علاقگی حاصل از اجبار

 فرزند برای شرکت در دوره های تابستانی باید حق انتخاب داشته باشد و قطعا اگر به خودش باشد حاضر نمی شود که پنج یا شش دوره را برگزیند زیرا هر انسانی به تعداد اندک و مشخصی از رشته ها علاقه مند است. والدینی که فرزندشان را به زور وادار به شرکت در چندین رشته می کنند باعث می شوند او با بی علاقگی و بی حوصلگی سرکلاس ها حاضر شود و چیزی یاد نگیرد.

 همه کاره هیچ کاره

 کسی که در تعداد زیادی از دوره ها شرکت کند به معنای واقعی کلمه همه کاره هیچ کاره می شود. او از هر رشته ای مقدار اندکی اطلاعات دارد اما در هیچ رشته ای متخصص نیست و این ضرری جدی است. اگر می بینیم دانشمندان گذشته مثل ابن سینا و دیگران همزمان هم پزشک بودند هم منجم هم ریاضیدان و... به این علت بود که دانش های قدیم محدود بودند و یک فرد می توانست در چند رشته متخصص شود اما امروزه علم و هنر به قدری پیشرفت کرده اند که محال است کسی بتواند در بیش از یک رشته به شکل حرفه ای کار کند.

 انفجار حاصل از بمباران

 اتفاقی که برای همه ی این نوجوانان نگونبخت می افتد انفجار خشم و خستگی ناشی از بمباران علمی است. آن ها به یکباره همه چیز را رها می کنند و دیگر حاضر به یادگیری حتی یک رشته هم نخواهند بود و راه بیکاری و بطالت پیش خواهند گرفت.

 غرور بی جا

عده ای از نوجوانان وقتی می بینند همسالانشان فقط در یک رشته مشغول آموزش دیدن هستند ولی خودشان به چندین و چند کلاس رنگارنگ می روند دچار غرور کاذب می شوند. آن ها فکر می کنند از دیگران باهوش ترند و از دماغ فیل افتاده اند و به همین خاطر با دوستان و اطرافیانشان برخورد سرد و متکبرانه ای خواهند داشت.

 فرصت سوزی

 دوره ی کودکی دوره ی بازی و شادی و خوش گذرانی است. دوره ای که گاهی برخی از شیرین ترین خاطرات انسان در آن رقم می خورد. بدون شک لذتی که در بازی های کودکانه، شهربازی رفتن، ارتباط با همبازی ها و تفریح های گوناگون وجود دارد در کودکی مزه ی دیگری می دهند و در بزرگسالی قابل جبران نیستند. والدین نباید فرصت این شادی های خاطره انگیز را از کودک بگیرند زیرا در این صورت او در آینده حسرت زیادی بابت این امر خواهد خورد.

در پایان باید گفت که یادگیری را محدود به شرکت در کلاس ندانید. اگر خود والدین در کاری متخصص باشند خودشان می توانند بهترین معلم فرزندشان باشند بنابراین اگر حرفه خاصی بلدید آن را به فرزندتان بیاموزید همچنین اگر فرزندتان به کارهای فنی علاقه مند است بهترین کاری که می توانید بکنید این است که او را تشویق کنید در این سه ماه در یک مغازه ای شاگردی کند تا هم حرفه را بیاموزد و هم به کسب درآمد بپردازد.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/5/25:: 5:4 عصر

http://s8.picofile.com/file/8303699218/n00046661606_b.jpg

 

آموزش مدیریت مالی به کودک با «پول توجیبی»


به گزارش میگنا یکی از مسائل مهمی که در مدارس به دانش آموزان یاد نمی دهند و بار آموزشی اش به طور کامل بر دوش والدین افتاده مدیریت مالی است. مدیریت مالی امری است که اگر فرد در کودکی و نوجوانی آن را نیاموزد در بزرگسالی با مشکل مواجه خواهد شد. این مسئله غالبا از راه پول توجیبی دادن به کودکان صورت می گیرد.  یعنی والدین مبلغ مشخصی را به شکل منظم و بدون شرط و شروط در اختیار فرزند قرار می دهند.


  مقدار پول توجیبی

 روشن است که مبلغ پول توجیبی با توجه به سن فرزند و با توجه به وضعیت عمومی قیمت ها باید تعیین شود به این معنا که نه آن قدر کم باشد که نتوان نام پول بر آن گذاشت و نه آن قدر زیاد که فرزند در دام ولخرجی بیفتد و ارزش پول را نفهمد.


انواع پول توجیبی

 در میان خانواده ها دو نوع پول توجیبی مرسوم است. برخی ها مخارج اصلی فرزند را برعهده می گیرند و مبلغی متوسط در اختیار او قرار می دهند. بعضی ها مبلغ زیادی به فرزندشان می دهند و تمام مخارجش از جمله هزینه های لباس، کفش، وسایل مدرسه، کرایه های رفت و آمد و... را بر عهده ی خودش می گذارند.

 این نوع پول توجیبی یک جنبه مثبت و یک جنبه منفی دارد. جنبه مثبتش این است که فرزند نیاز به برنامه ریزی بیشتری پیدا می کند و مدیریت مالی را به شکل بهتری می آموزد. همچنین از وضعیت گرانی و قیمت اشیای مختلف مطلع می شود و می فهمد که پول هرچقدر هم که زیاد باشد زود تمام می شود.
جنبه منفی اش این است که شاید فرزند نتواند اولویت ها را تشخیص دهد و در نتیجه به جای خرید وسایل ضروری، هزینه های بیهوده ای برای خودش بتراشد. مثلا شاید کفشش پاره شده باشد یا نیاز به کتاب و دفتر داشته باشد اما پولش را خرج اسباب بازی کند.

در این زمینه بهتر است والدین تا وقتی کودکشان کم سن و در دوره ی ابتدایی و راهنمایی است از شیوه ی اول پول توجیبی استفاده کنند و بعد در دوره دبیرستان روش دوم را در پیش بگیرند.


فواید پول توجیبی

شکی نیست که دادن پول توجیبی به فرزندان امری مهم است و تاثیر مستقیمی بر آینده مالی آنها دارد.

در بخش اصلی این یادداشت می خواهیم چند نمونه از فواید این کار را مطرح کنیم:

یادگیری مدیریت

فرزند می داند که گاهی خواسته هایش زیاد و نامحدودند اما پولی که برای تامین خواسته ها در اختیارش هست اندک و محدود است. او در این وضعیت ناچار می شود که اولویت ها را بررسی کند و بی گدار به آب نزند تا بتواند به بهترین شکل از پول هایش بهره ببرد نه اینکه با خرید چیزهای غیر ضروری بی پول شود.

 پس انداز

آشنایی با مفهوم مهم پس انداز از اصلی ترین فواید پول توجیبی دادن به کودک است. او به مرور می آموزد که برای خرید چیزهای بهتر و ارزشمندتر باید قید خرید چیزهای بی ارزش را بزند تا با جمع کردن پول هایش بتواند به خواسته اش برسد. همچنین می آموزد که همیشه باید مقداری پول برای روز مبادا ذخیره کند تا اگر روزی به طور ناگهانی نیاز به پول پیدا کرد دستش خالی نباشد.

 احساس استقلال

 نیاز به مستقل شدن احساسی است که در همه فرزندان به ویژه نوجوانان وجود دارد. آن ها دوست دارند خودشان تصمیم گیرنده امور زندگی شان باشند و کسی برایشان تعیین تکلیف نکند. پول توجیبی حس استقلال را برای فرزندان به ارمغان می آورد به گونه ای که آن ها احساس می کند در بخش هایی از زندگی شان دیگر نیازی به پیروی کامل از والدین ندارند و می توانند طبق نظر خودشان رفتار کنند.

جلوگیری از زیاده خواهی

 همه کودکان و نوجوانان گاهی توقعاتی دارند که تامین آن ها برای والدین سخت است. پول توجیبی باعث می شود که فرزند یاد بگیرد اگر توقع خرید وسیله ای گران و خارج از چارچوب دارد باید خودش برای تامین هزینه اش دست به کار شود و  انتظارات بیجا از والدین نداشته باشد.

فهمیدن ارزش پول

 ارزش پول فقط در سایه محدودیت پول فهمیده می شود. نفهمیدن ارزش پول عامل اصلی ولخرجی و تنگدستی است. کودک با دریافت پول توجیبی می فهمد پول چیزی نیست که به آسانی به دست بیاید و در نتیجه به مرور می آموزد که باید با مدیریت صحیح آن را حفظ و خرج کند.

 دو نکته

* حتما فرزندتان را با مفهوم بخشندگی و کمک به ناتوانان آشنا کنید از او بخواهید همیشه بخشی از پولش را به نیازمندان ببخشد و با پرهیز از خساست، انسانیت خود را تقویت کند.

- بعضی از کودکان حاضر به دریافت پول توجیبی نمی شوند و به والدین می گویند "هروقت چیزی خواستم شما برام بخرید" این امر غالباً به دلیل کمبود اعتماد به نفس در کودک رخ می دهد. او از طرفی می خواهد از زیر بار مسئولیت مدیریت مالی شانه خالی کند و از سویی دیگر نمی خواهد با دریافت یک مقدار مشخص پول، خواسته هایش را محدود کند. والدین در این موقعیت باید به فرزندشان انگیزه بدهند و به او بگویند که از پس مدیریت مالی بر می آیند و نباید وابستگی کامل به پدر و مادر داشته باشد.

 محمد حمله دار

 

لینک مطلب در سایت میگنا (دانش نامه روان شناسی):


http://www.migna.ir/vdcg339t.ak9qz4prra.html



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/5/10:: 6:49 عصر

http://s8.picofile.com/file/8302288500/uh75hdk451ddd7.jpg

 

 

درمان ترس کودک از تاریکی

 یکی از مشکلاتی که در برخی از کودکان سه تا دوازده دیده می شود ترس از تاریکی است. این کودکان از رفتن به مکان های تاریک و تنها ماندن در اتاق های بدون نور وحشت دارند و حاضر نیستند پا به چنین جاهایی بگذارند. اگر فرزندتان از تاریکی می ترسد نخست باید علت این ترس را کشف کنید

 برخی از دلایل ترس کوک از تاریکی

- شاید شما برای تنبیه فرزندتان او را در  محلی تاریک زندانی کرده اید. خود مسئله ی تنبیه به هیچ وجه برای کودک خوشایند نیست لذا اگر اموری همچون تاریکی به آن چاشنی شوند کودک از آنها نیز تصویر بدی در ذهن خود تشکیل می دهد و از هر آنچه به تنبیهش مربوط می شود می ترسد.

 - شاید فرزندتان یک فیلم ترسناک دیده یا خاطره ای ترسناک از بستگان تان شنیده باشد. با ورود این کودکان به یک مکان تاریک خیال پردازی شان شروع می شود و هیولاهایی تخیلی در ذهنشان تصور می کنند و به همین ترتیب دچار وحشت می شوند.

- شاید فرزندتان هیچ وقت تنهایی و تاریکی را تجربه نکرده و همیشه در جمع خانواده و مکان های نورانی حضور داشته است. برای این دسته از کودکان اتاق های تاریک موقعیت های جدید و ناشناخته به شمار می روند در نتیجه دچار ترس می شوند.

 راهکارهایی برای کاهش این ترس

 - اگر کودکتان مجبور است شب ها تنها در اتاق بخوابد از چراغ خواب استفاده کنید. البته مواظب باشید که چراغ خواب را در زاویه ای قرار ندهید که باعث ایجاد سایه های عجیب و غریب بشود چون در این صورت ترس کودک دوچندان خواهد شد.

 - با کودک در اتاق تاریک بازی کنید. مثلا چند وسیله به دستش بدهید و از او بخواهید که بگوید چه وسایلی به او داده اید بعد چراغ را روشن کنید تا آن وسایل را ببیند. این کار را چندین بار تکرار کنید تا کودک درک کند که اشیا در روشنایی و تاریکی تغییری نمی کنند.

 - برایش چراغ قوه بخرید و از او بخواهید که در جاهای تاریک از آن استفاده کند. با این کار حضور در تاریکی برایش حالت سرگرمی پیدا خواهد کرد.

- هرگز او را مجبور نکنید که در اتاق تاریک بنشیند. این کار نه تنها ترسش را درمان نخواهد کرد بلکه ممکن است او را به مشکلات روانی دچار کند.


محمد حمله دار 

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/5/7:: 6:11 عصر

http://s9.picofile.com/file/8301981468/re5jh578d7598dasss.JPG

 

 

آموزش مدیریت به فرزند

فرقی نمی کند که انسان در چه جایگاهی و چه سنی باشد؛ مدیریت چیزی است که هر شخصی در طول زندگی اش به آن نیازمند است. انسان باید بتواند خانواده، شغل و تحصیلاتش را مدیریت کند به گونه ای که به هیچ کدام آسیبی نرسد و همه ی کارهایش را با اعتدال پیش ببرد.

 اینکه فرد در موقعیت های مختلف فردی و اجتماعی چه تصمیمی بگیرد تا اندازه زیادی وابسته به توان مدیریتش است. یکی از کارهایی که والدین حتما باید آن را انجام دهند آموزش مهارت مدیریت به فرزندشان است. این مهارت جدا از اینکه به درد آینده شان می خورد در همین دوره ی کودکی و نوجوانی نیز بسیار به کارشان می آید. موارد زیر چند نمونه از اموری هستند که توان مدیریت را در فرزندان بالا می برند:

 الگو دهی

 نخستین الگوهای مدیریتی فرزند باید والدین باشند. والدینی که جنبه های گوناگون زندگی و کارهایشان را به خوبی مدیریت می کنند به شکل ناخودآگاه مهارت مدیریت را به فرزندانشان یاد می دهند.

فعالیت های گروهی

 فعالیت های ورزشی، هنری و فرهنگی که به شکل گروهی انجام می شوند تاثیر به سزایی در افزایش توان مدیریت اعضای خود دارند به ویژه اگر این گروه ها توسط افرادی کارآزموده و حرفه ای هدایت شوند. کودکان و نوجوانان با حضور در این گروه ها به مرور پیشرفت می کنند و خودشان رهبری گروه را به عهده می گیرند در نتیجه به شکل کاملا عملی با روش مدیریت آشنا می شوند.

مسئولیت های خانوادگی

فرزندان حتما باید در خانه مسئولیت های مشخصی داشته باشند مثلا مسئولیت کامل نگه داری از حیوان خانگی را به او بسپارید یا مسئولیت خرید کردن را به او محول کنید به این شکل که خودش باید تشخیص دهد که کدام مواد غذایی یا کالای مصرفی تمام شده و به خرید دوباره نیاز است. مسئولیت های این چنینی مدیریت و جامع نگری را در فرزند رشد می دهند.

  توان مذاکره

 یکی از ویژگی های یک مدیر خوب داشتن قدرت مذاکره، اظهار نظر، نه گفتن در مواقع لازم و به نتیجه رساندن گفت و گو است. پدر و مادر باید این موارد را به فرزندشان بیاموزند زیرا هر انسانی در طول زندگی اش بارها و بارها به این مهارت ها نیاز پیدا می کند.

 

 به این ترتیب باید گفت مدیریت مهارتی است که داشتنش برای هر کودک و نوجوانی ضروری است زیرا بسیاری از مشکلاتی که یک نوجوان در مسائل خانوادگی تحصیلی و اجتماعی با آن ها رو به رو می شود ناشی از ناتوانی او در مدیریت است. 

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/4/26:: 7:51 عصر

http://s9.picofile.com/file/8300821392/dsf54t65.jpg            http://s9.picofile.com/file/8300821426/sad34er.jpg

 

معرفی دو رمان روان شناسانه

«یه چیزی بگو» و «ماهی روی درخت» دو رمانی هستند که از لحاظ داستانی، متوسط و از لحاظ روان شناسی قوی به شمار می روند. اگر به دنبال رمان های جذاب و پرهیجان هستید این ها را نخوانید اما اگر می خواهید یک سری اطلاعات خوب و جامع درباره ی روحیات و تفکرات نوجوانان به دست بیاورید توصیه می کنم این دو کتاب را از دست ندهید.

 موضوع این دو رمان مشکلات روزمره یک دختر نوجوان در خانه و مدرسه است. همان طور که می دانید زبان رمان یک زبان روان و ساده است و از خشکی و پیچیدگی کتاب های علمی دور می باشد بنابراین خواندن یه چیزی بگو و ماهی روی درخت می تواند به اندازه خواندن کتاب های روان شناسی کودک مفید باشد.

 یکی از دلایل اختلافات والدین و مربیان با فرزندان و دانش آموزان این است که آن ها کودکی و نوجوانی خود را فراموش کرده اند و نمی دانند در ذهن و روان یک کودک یا نوجوان چه می گذرد بنابراین ما به آن ها توصیه می کنیم که با خواندن رمان هایی که برای آن رده سنی نوشته شده اند اطلاعاتشان را درباره ی فرزندانشان زیاد کنند.

 هرچقدر هم که از فضای روان شناسی دور باشید قطعا از لابه لای دیالوگ ها و رخدادهای این رمان ها اطلاعات خوبی در این زمینه به دست خواهید آورد.

محمد حمله دار 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/4/4:: 6:10 عصر

http://s8.picofile.com/file/8298836876/teenager_23487658723467621_400x265.jpg

 

سه تغییر در نوجوانان و سه ترس والدین


 نیمه ی دشوار تربیت فرزند دوره ی نوجوانی اوست. هنگامی که کودک حرف گوش کن شما پا به دوره ی نوجوانی می گذارد تغییرات بنیادینی در او به وجود می آیند که برایتان چندان خوشایند نخواهند بود. اگر بخواهیم این تغییر و تحول ها را نام ببریم فهرست بلند بالایی را باید پیش رویتان قرار دهیم اما علی الحساب بدانید که اصلی ترین دگرگونی ها این ها هستند:

 سه تغییر اصلی

 الف) بزرگ پنداشتن خود

 نوجوان به خوبی حس می کند که از دوره ی کودکی فاصله گرفته است و دیگر بچه نیست لذا انتظار دارد با او مثل یک فرد بزرگسال رفتار شود. به عنوان مثال دیگر دوست ندارد که برای انجام هر کاری از پدر و مادرش اجازه بگیرد یا مثلا خوشش نمی آید که والدینش دائما برایش تعیین تکلیف کنند و در جزئیات کارهایش دخالت کنند.

 ب) هویت یابی

 مسئله هویت برای کودک بی معناست و او به این چیزها فکر نمی کند اما نوجوان اینگونه نیست. او به قدری به کسب هویت اهمیت می دهد که گاهی این امر برایش تبدیل به یک بحران روانی می شود. او گاهی برای هویت یابی سبک زندگی خاصی انتخاب می کند یا وارد یک حرفه خاص می شود. در بسیاری از مواقع این انتخاب های او با هویت و شخصیت والدینش در تضاد هستند لذا مشکلاتی بینشان رخ می دهد.

 ج) دوست یابی

دوست در دوره ی کودکی معنایی جز همبازی ندارد اما یک نوجوان با دوستان خود رابطه ای صمیمانه تر و عمیق تر ایجاد می کند. همچنین جایگاهی ویژه برایشان در زندگی اش در نظر می گیرد تا جایی که از خانواده اش فاصله می گیرد. نوجوان در موقعیت های مختلف به اندازه ای دوستانش را بر والدینش ترجیح می دهد که صدای اعتراضشان بلند می شود.


سه ترس والدین

والدین با مشاهده این تغییرات و همچنین درگیری های روزانه شان با فرزند دچار ترس ها و نگرانی های خاصی می شوند. به هرحال آن ها عادت کرده بودند که کودکشان زیاد با آنها مخالفت نکند اما حالا که آن کودک پا به دوره نوجوانی گذاشته در بیشتر کارها نه تنها نظر والدین را جویا نمی شود بلکه کارهایی می کند که دقیقا برخلاف خواسته ی آنهاست. سه نگرانی و ترسی که در والدین به وجود می آیند را می خوانیم:

الف) ترس از بیگانگی

 کودک از آنجایی که همواره تابع پدر و مادرش است وجه اشتراکات زیادی با آن ها دارد. میزان پیروی او از والدین به اندازه ای است که گویی کپی برابر اصل آن هاست اما نوجوان این طور نیست و به تبعیت از آن ها اهمیت نمی دهد. در این جا والدین از این می ترسند که آن قدر اختلافاتشان با فرزندشان زیاد شود که دیگر در هیچ مسئله ای با هم به توافق نرسند و از هم بیگانه شوند.

 ب) ترس از بیزاری

 دعوا و درگیری کاهش محبت را در پی دارد. نمی شود که دو نفر هم با هم مشکل داشته باشند هم یکدیگر را دوست بدارند. با زیاد شدن اختلافات و مشکلات حل نشدنی میان فرزند و والدین آن ها دچار این ترس می شوند که مبادا فرزندمان از ما متنفر شود و دیگر هیچ علاقه ای به ما نداشته باشد.

 ج) ترس از جدایی

 نوجوان روز به روز از خانواده اش دور و به دوستانش نزدیک می شود. او قبول نمی کند که با والدینش به مهمانی برود اما هر روز چند ساعت با دوستانش به گشت و گذار می پردازد. قبول نمی کند که با والدینش به مسافرت برود اما برای اردوهای مدرسه لحظه شماری می کند. والدین با دیدن این حالت ها احساس خطر می کنند و از جدایی کامل فرزندشان در آینده می ترسند.


 - چه باید کرد؟

والدین در این شرایط نباید با خیال پردازی های منفی شرایط را بدتر کنند. اگر پدر و مادر برای مصیبتی که هنوز اتفاق نیفتاده عزا بگیرند و مشکل را در ذهنشان بزرگ کنند طبیعتا درگیری هایشان با فرزند بیش از اندازه طبیعی خواهد بود بنابراین واقع بین باشید و از کاه کوه نسازید. اصلی ترین نکته این است که با این واقعیت کنار بیایید که فرزندتان قرار نیست تا ابد کودک بماند. دوره ی موقت کودکی بالاخره به پایان می رسد و او می خواهد استقلال کامل را تجربه کند و این فاصله ی میان کودکی تا استقلال، سرشار از این مشکلات و اختلافات است لذا آرامشتان را حفظ کنید و تا می توانید در این زمینه مطالعه کنید و اطلاعاتتان را بالا ببرید.

محمد حمله دار 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/31:: 12:26 صبح

http://s9.picofile.com/file/8298374384/irh78ht5dh5dkds.JPG

 

راهکارهایی برای درمان اختلال یادگیری در کودک

 

یکی از مشکلاتی که والدین به سختی می توانند با آن کنار بیایند اختلال یادگیری در کودک است. همه پدر و مادرها دوست دارند که فرزندشان شاگرد اول کلاس باشد و نمراتش از هجده و نوزده پایین تر نروند اما به هرحال برخی از کودکان به دلایل وراثتی، عصبی و محیطی دچار اختلال یادگیری می شوند و نمی توانند درس ها و سایر مسائل اجتماعی را به خوبی یاد بگیرند.

 والدین در چنین موقعیتی علاوه بر اینکه حتما باید به مشاور مراجعه کنند می توانند با رعایت نکات زیر وضعیت فرزندشان را بهبود ببخشند:

  - مهربان باشید. خانه را میدان جنگ نکنید و با فرزندتان رفتاری محترمانه و محبت آمیز داشته باشید. دعوا کردن او به خاطر اختلالش اوضاع را بدتر می کند. شما باید با مهربانی و خوش اخلاقی آرامش روانی را به فرزندتان هدیه دهید.

 - هنگام توضیح درس یا هر مسئله ی دیگری به کودک از جملات ساده و کوتاه استفاده کنید. جوری با او صحبت کنید که مطمئن شوید همه ی حرف هایتان را فهمیده. توضیحات طولانی، پیچیده و همراه با عصبانیت جز ناراحت کردن فرزند تاثیری ندارند و کمکی به آموزش او نمی کنند.

- مکان مشخصی را برای درس خواندنش در نظر بگیرید. این مکان ترجیحا یک اتاق یا یک بخش آرام و کم رفت و آمد خانه باشد. میز و صندلی و لوازم مورد نیاز را برایش فراهم کنید تا محیطی درسی و علمی برایش تداعی شود.

 - از بازی های فکری غافل نشوید. بازی های فکری تاثیر فراوانی بر تقویت ذهن کودک دارند و از آنجایی که حالت تفریح و سرگرمی دارند برایش بسیار جذاب خواهند بود.

 - کودکتان را به صحبت وا دارید. از او بخواهید که درباره اتفاقات روزمره اش در مدرسه و محله برایتان بگوید و نظرش را درباره ی آن اتفاقات جویا شوید. با این کار ذهن او را به تکاپو می اندازید و توانایی صحبت کردنش را نیز قوی می کنید.

 - کتاب در چنین موقعیتی معجزه می کند. شاید شما بگویید که فرزند من درس هایش را هم به زور می خواند چه رسد به کتابهای دیگر اما واقعیت این است که کتابهای داستانی و علمی به مراتب جذاب تر از کتابهای درسی هستند لذا از راه های گوناگونی تلاش کنید که او را کتابخوان بار بیاورید.

 - پیشرفت هایش را رصد کنید و او را تشویق کنید این کار انگیزه اش را برای تلاش دوچندان می کند. در واقع شما باید به جای اینکه دائم ضعف هایش را بر سرش بکوبید موفقیت های کوچکش را به او یادآوری کنید.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/26:: 7:32 عصر


http://s8.picofile.com/file/8297953526/5de5fdjkrtdfjd.JPG

 

 

جنبه مثبت و منفی صمیمیت تک فرزند با والدین


  صمیمیتی که تک فرزندها با پدر و مادر خود دارند به مراتب بیشتر از صمیمیت فرزندانی است که چند خواهر و برادر دارند. تک فرزند بودن باعث می شود که والدین توجه بسیار زیادی به او داشته باشند و این برخلاف خانواده هایی است که چند فرزند دارند زیرا در آن خانواده ها ممکن است پدر و مادر نتوانند به طور یکسان به همه ی فرزندانشان توجه کنند و گاهی از احوال شان غافل می مانند.

 بحث این جاست که آیا صمیمی بودن و عمیق بودن رابطه ی تک فرزند با والدین خوب است یا بد؟ در پاسخ می گوییم که این امر نسبی است. در واقع این امر مزایا و معایبی دارد که در ادامه خواهیم خواند:

جنبه مثبت

 فایده ی اصلی صمیمیت تک فرزند با والدین مسئله ی درک و تفاهم است. اعضای چنین خانواده هایی وقت زیادی را با هم سپری می کنند و در بسیاری از موقعیت ها یکدیگر را همراهی می کنند در نتیجه شناخت خوب و کاملی از هم دارند و بنابراین درک و تفاهم میانشان بالاست.

 این امر هنگام اختلاف نظرها به خوبی خودش را نشان می دهد. والدین به طور طبیعی گاهی با تک فرزندشان اختلاف نظر پیدا می کنند اما به دلیل وجود آن درک و تفاهم به نظر هم احترام می گذارند و مسئله را بدون درگیری حل می کنند. این دقیقا برخلاف خانواده های چند فرزندی است که یکی از معضلات همیشگی شان نبود تفاهم میانشان است.

  جنبه منفی

  خطری که این صمیمیت ایجاد می کند این است که خیلی وقت ها فرزند تحت تاثیر احساسات والدینش قرار می گیرد. به این معنا که اگر پدر یا مادرش دچار ناراحتی، ناامیدی، و مشکلات شخصی شود فرزند نیز به همان مشکل دچار می شود زیرا تاب ناراحتی پدر و مادرش را ندارد. همچنین اگر والدین با هم دچار اختلاف شوند فرزند خودش را مقصر می داند و برای حل اختلافشان میانجی گری می کند درحالی که این کار به روحیه اش لطمه می زند.

والدین در این موقعیت باید بدانند که فرزندشان مسئول حل و فصل مشکلاتشان نیست و لازم است این مسئله را به او توضیح دهند که خودشان توانایی حل کردن اختلافاتشان را دارند و نیازی به دخالت او نیست.

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : تک فرزند، محمد حمله دار

   1   2   3   4   5   >>   >