سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/4/26:: 7:51 عصر

http://s9.picofile.com/file/8300821392/dsf54t65.jpg            http://s9.picofile.com/file/8300821426/sad34er.jpg

 

معرفی دو رمان روان شناسانه

«یه چیزی بگو» و «ماهی روی درخت» دو رمانی هستند که از لحاظ داستانی، متوسط و از لحاظ روان شناسی قوی به شمار می روند. اگر به دنبال رمان های جذاب و پرهیجان هستید این ها را نخوانید اما اگر می خواهید یک سری اطلاعات خوب و جامع درباره ی روحیات و تفکرات نوجوانان به دست بیاورید توصیه می کنم این دو کتاب را از دست ندهید.

 موضوع این دو رمان مشکلات روزمره یک دختر نوجوان در خانه و مدرسه است. همان طور که می دانید زبان رمان یک زبان روان و ساده است و از خشکی و پیچیدگی کتاب های علمی دور می باشد بنابراین خواندن یه چیزی بگو و ماهی روی درخت می تواند به اندازه خواندن کتاب های روان شناسی کودک مفید باشد.

 یکی از دلایل اختلافات والدین و مربیان با فرزندان و دانش آموزان این است که آن ها کودکی و نوجوانی خود را فراموش کرده اند و نمی دانند در ذهن و روان یک کودک یا نوجوان چه می گذرد بنابراین ما به آن ها توصیه می کنیم که با خواندن رمان هایی که برای آن رده سنی نوشته شده اند اطلاعاتشان را درباره ی فرزندانشان زیاد کنند.

 هرچقدر هم که از فضای روان شناسی دور باشید قطعا از لابه لای دیالوگ ها و رخدادهای این رمان ها اطلاعات خوبی در این زمینه به دست خواهید آورد.

محمد حمله دار 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/4/4:: 6:10 عصر

http://s8.picofile.com/file/8298836876/teenager_23487658723467621_400x265.jpg

 

سه تغییر در نوجوانان و سه ترس والدین


 نیمه ی دشوار تربیت فرزند دوره ی نوجوانی اوست. هنگامی که کودک حرف گوش کن شما پا به دوره ی نوجوانی می گذارد تغییرات بنیادینی در او به وجود می آیند که برایتان چندان خوشایند نخواهند بود. اگر بخواهیم این تغییر و تحول ها را نام ببریم فهرست بلند بالایی را باید پیش رویتان قرار دهیم اما علی الحساب بدانید که اصلی ترین دگرگونی ها این ها هستند:

 سه تغییر اصلی

 الف) بزرگ پنداشتن خود

 نوجوان به خوبی حس می کند که از دوره ی کودکی فاصله گرفته است و دیگر بچه نیست لذا انتظار دارد با او مثل یک فرد بزرگسال رفتار شود. به عنوان مثال دیگر دوست ندارد که برای انجام هر کاری از پدر و مادرش اجازه بگیرد یا مثلا خوشش نمی آید که والدینش دائما برایش تعیین تکلیف کنند و در جزئیات کارهایش دخالت کنند.

 ب) هویت یابی

 مسئله هویت برای کودک بی معناست و او به این چیزها فکر نمی کند اما نوجوان اینگونه نیست. او به قدری به کسب هویت اهمیت می دهد که گاهی این امر برایش تبدیل به یک بحران روانی می شود. او گاهی برای هویت یابی سبک زندگی خاصی انتخاب می کند یا وارد یک حرفه خاص می شود. در بسیاری از مواقع این انتخاب های او با هویت و شخصیت والدینش در تضاد هستند لذا مشکلاتی بینشان رخ می دهد.

 ج) دوست یابی

دوست در دوره ی کودکی معنایی جز همبازی ندارد اما یک نوجوان با دوستان خود رابطه ای صمیمانه تر و عمیق تر ایجاد می کند. همچنین جایگاهی ویژه برایشان در زندگی اش در نظر می گیرد تا جایی که از خانواده اش فاصله می گیرد. نوجوان در موقعیت های مختلف به اندازه ای دوستانش را بر والدینش ترجیح می دهد که صدای اعتراضشان بلند می شود.


سه ترس والدین

والدین با مشاهده این تغییرات و همچنین درگیری های روزانه شان با فرزند دچار ترس ها و نگرانی های خاصی می شوند. به هرحال آن ها عادت کرده بودند که کودکشان زیاد با آنها مخالفت نکند اما حالا که آن کودک پا به دوره نوجوانی گذاشته در بیشتر کارها نه تنها نظر والدین را جویا نمی شود بلکه کارهایی می کند که دقیقا برخلاف خواسته ی آنهاست. سه نگرانی و ترسی که در والدین به وجود می آیند را می خوانیم:

الف) ترس از بیگانگی

 کودک از آنجایی که همواره تابع پدر و مادرش است وجه اشتراکات زیادی با آن ها دارد. میزان پیروی او از والدین به اندازه ای است که گویی کپی برابر اصل آن هاست اما نوجوان این طور نیست و به تبعیت از آن ها اهمیت نمی دهد. در این جا والدین از این می ترسند که آن قدر اختلافاتشان با فرزندشان زیاد شود که دیگر در هیچ مسئله ای با هم به توافق نرسند و از هم بیگانه شوند.

 ب) ترس از بیزاری

 دعوا و درگیری کاهش محبت را در پی دارد. نمی شود که دو نفر هم با هم مشکل داشته باشند هم یکدیگر را دوست بدارند. با زیاد شدن اختلافات و مشکلات حل نشدنی میان فرزند و والدین آن ها دچار این ترس می شوند که مبادا فرزندمان از ما متنفر شود و دیگر هیچ علاقه ای به ما نداشته باشد.

 ج) ترس از جدایی

 نوجوان روز به روز از خانواده اش دور و به دوستانش نزدیک می شود. او قبول نمی کند که با والدینش به مهمانی برود اما هر روز چند ساعت با دوستانش به گشت و گذار می پردازد. قبول نمی کند که با والدینش به مسافرت برود اما برای اردوهای مدرسه لحظه شماری می کند. والدین با دیدن این حالت ها احساس خطر می کنند و از جدایی کامل فرزندشان در آینده می ترسند.


 - چه باید کرد؟

والدین در این شرایط نباید با خیال پردازی های منفی شرایط را بدتر کنند. اگر پدر و مادر برای مصیبتی که هنوز اتفاق نیفتاده عزا بگیرند و مشکل را در ذهنشان بزرگ کنند طبیعتا درگیری هایشان با فرزند بیش از اندازه طبیعی خواهد بود بنابراین واقع بین باشید و از کاه کوه نسازید. اصلی ترین نکته این است که با این واقعیت کنار بیایید که فرزندتان قرار نیست تا ابد کودک بماند. دوره ی موقت کودکی بالاخره به پایان می رسد و او می خواهد استقلال کامل را تجربه کند و این فاصله ی میان کودکی تا استقلال، سرشار از این مشکلات و اختلافات است لذا آرامشتان را حفظ کنید و تا می توانید در این زمینه مطالعه کنید و اطلاعاتتان را بالا ببرید.

محمد حمله دار 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/31:: 12:26 صبح

http://s9.picofile.com/file/8298374384/irh78ht5dh5dkds.JPG

 

راهکارهایی برای درمان اختلال یادگیری در کودک

 

یکی از مشکلاتی که والدین به سختی می توانند با آن کنار بیایند اختلال یادگیری در کودک است. همه پدر و مادرها دوست دارند که فرزندشان شاگرد اول کلاس باشد و نمراتش از هجده و نوزده پایین تر نروند اما به هرحال برخی از کودکان به دلایل وراثتی، عصبی و محیطی دچار اختلال یادگیری می شوند و نمی توانند درس ها و سایر مسائل اجتماعی را به خوبی یاد بگیرند.

 والدین در چنین موقعیتی علاوه بر اینکه حتما باید به مشاور مراجعه کنند می توانند با رعایت نکات زیر وضعیت فرزندشان را بهبود ببخشند:

  - مهربان باشید. خانه را میدان جنگ نکنید و با فرزندتان رفتاری محترمانه و محبت آمیز داشته باشید. دعوا کردن او به خاطر اختلالش اوضاع را بدتر می کند. شما باید با مهربانی و خوش اخلاقی آرامش روانی را به فرزندتان هدیه دهید.

 - هنگام توضیح درس یا هر مسئله ی دیگری به کودک از جملات ساده و کوتاه استفاده کنید. جوری با او صحبت کنید که مطمئن شوید همه ی حرف هایتان را فهمیده. توضیحات طولانی، پیچیده و همراه با عصبانیت جز ناراحت کردن فرزند تاثیری ندارند و کمکی به آموزش او نمی کنند.

- مکان مشخصی را برای درس خواندنش در نظر بگیرید. این مکان ترجیحا یک اتاق یا یک بخش آرام و کم رفت و آمد خانه باشد. میز و صندلی و لوازم مورد نیاز را برایش فراهم کنید تا محیطی درسی و علمی برایش تداعی شود.

 - از بازی های فکری غافل نشوید. بازی های فکری تاثیر فراوانی بر تقویت ذهن کودک دارند و از آنجایی که حالت تفریح و سرگرمی دارند برایش بسیار جذاب خواهند بود.

 - کودکتان را به صحبت وا دارید. از او بخواهید که درباره اتفاقات روزمره اش در مدرسه و محله برایتان بگوید و نظرش را درباره ی آن اتفاقات جویا شوید. با این کار ذهن او را به تکاپو می اندازید و توانایی صحبت کردنش را نیز قوی می کنید.

 - کتاب در چنین موقعیتی معجزه می کند. شاید شما بگویید که فرزند من درس هایش را هم به زور می خواند چه رسد به کتابهای دیگر اما واقعیت این است که کتابهای داستانی و علمی به مراتب جذاب تر از کتابهای درسی هستند لذا از راه های گوناگونی تلاش کنید که او را کتابخوان بار بیاورید.

 - پیشرفت هایش را رصد کنید و او را تشویق کنید این کار انگیزه اش را برای تلاش دوچندان می کند. در واقع شما باید به جای اینکه دائم ضعف هایش را بر سرش بکوبید موفقیت های کوچکش را به او یادآوری کنید.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/26:: 7:32 عصر


http://s8.picofile.com/file/8297953526/5de5fdjkrtdfjd.JPG

 

 

جنبه مثبت و منفی صمیمیت تک فرزند با والدین


  صمیمیتی که تک فرزندها با پدر و مادر خود دارند به مراتب بیشتر از صمیمیت فرزندانی است که چند خواهر و برادر دارند. تک فرزند بودن باعث می شود که والدین توجه بسیار زیادی به او داشته باشند و این برخلاف خانواده هایی است که چند فرزند دارند زیرا در آن خانواده ها ممکن است پدر و مادر نتوانند به طور یکسان به همه ی فرزندانشان توجه کنند و گاهی از احوال شان غافل می مانند.

 بحث این جاست که آیا صمیمی بودن و عمیق بودن رابطه ی تک فرزند با والدین خوب است یا بد؟ در پاسخ می گوییم که این امر نسبی است. در واقع این امر مزایا و معایبی دارد که در ادامه خواهیم خواند:

جنبه مثبت

 فایده ی اصلی صمیمیت تک فرزند با والدین مسئله ی درک و تفاهم است. اعضای چنین خانواده هایی وقت زیادی را با هم سپری می کنند و در بسیاری از موقعیت ها یکدیگر را همراهی می کنند در نتیجه شناخت خوب و کاملی از هم دارند و بنابراین درک و تفاهم میانشان بالاست.

 این امر هنگام اختلاف نظرها به خوبی خودش را نشان می دهد. والدین به طور طبیعی گاهی با تک فرزندشان اختلاف نظر پیدا می کنند اما به دلیل وجود آن درک و تفاهم به نظر هم احترام می گذارند و مسئله را بدون درگیری حل می کنند. این دقیقا برخلاف خانواده های چند فرزندی است که یکی از معضلات همیشگی شان نبود تفاهم میانشان است.

  جنبه منفی

  خطری که این صمیمیت ایجاد می کند این است که خیلی وقت ها فرزند تحت تاثیر احساسات والدینش قرار می گیرد. به این معنا که اگر پدر یا مادرش دچار ناراحتی، ناامیدی، و مشکلات شخصی شود فرزند نیز به همان مشکل دچار می شود زیرا تاب ناراحتی پدر و مادرش را ندارد. همچنین اگر والدین با هم دچار اختلاف شوند فرزند خودش را مقصر می داند و برای حل اختلافشان میانجی گری می کند درحالی که این کار به روحیه اش لطمه می زند.

والدین در این موقعیت باید بدانند که فرزندشان مسئول حل و فصل مشکلاتشان نیست و لازم است این مسئله را به او توضیح دهند که خودشان توانایی حل کردن اختلافاتشان را دارند و نیازی به دخالت او نیست.

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : تک فرزند، محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/14:: 6:16 عصر

http://s9.picofile.com/file/8296837150/6tr6d77rd67u.JPG

 

چرا بچه ها اذیت می کنند؟

«بچه ام خیلی اذیت می کند» این جمله بر زبان بسیاری از والدین جاری می شود و همه ی آن ها گاهی از کج خلقی ها و نافرمانی های فرزندشان به ستوه می آیند. شیطنت های کودکانه امری طبیعی است و در همه ی بچه ها دیده می شود اما برخی از کودکان به شکل غیرمعمولی به اذیت کردن می پردازند و عمدی بودن کارهایشان کاملا مشخص است.

 این مسئله به شکل «تغییر رفتار» در کودکان حاصل می شود. به این معنا که والدین این بچه ها می گویند فرزند ما در گذشته خوب و آرام بود اما نمی دانیم که چرا مدتی است این طور رفتار می کند. در ادامه سه دلیل مهم این تغییر رفتار در کودکان را بیان می کنیم:

 جلب توجه

 برخی از والدین آن طور که باید و شاید به فرزندشان توجه نمی کنند. ابراز محبت در قاموس این پدر و مادرها وجود ندارد و حتی کودکشان را بابت کارهای خوبش تشویق نمی کنند به همین دلیل این دسته از کودکان به هر قیمتی که شده می خواهند توجه والدین شان را به خود جلب کنند لذا با شیطنت های غیر عادی و اذیت کردن این کار را می کنند. راه حل: در وقت های عادی و زمان هایی که فرزندتان آرام است و مشکلی ایجاد نمی کند به او بی توجهی نکنید و مورد محبت قرارش دهید.

ابراز قدرت

 این مورد در پسران بیشتر دیده می شود. کودکانی که از سوی والدین و اطرافیان مورد خشونت و سرکوب واقع می شوند دوست دارند زمان هایی که زور بالای سرشان نیست عقده گشایی کنند و با اذیت کردن دیگران قدرتشان را ابراز کنند. پدر و مادری که برای فرزندشان محدودیت های غیر معقول ایجاد می کنند باعث می شوند او هم به دنبال کارهای غیر معقول برود.

راه حل: به جای زورگویی و سرکوب خواسته های فرزندتان در مسائل مختلف به او حق انتخاب بدهید.

 انتقام

 دکتر کارل پیک هارت می گوید: «نخستین اصل در تربیت فرزندان این است که آن ها را اذیت نکنید.» به این ترتیب روشن است والدینی که بچه هایشان را سر مسائل گوناگون آزار می دهند حس انتقام جویی را در آن ها به وجود می آورند. این کودکان با شیطنت های بیش از حد و اذیت کردن والدین سعی می کنند از آن ها انتقام بگیرند.

 راه حل: از محبت خارها گل می شوند!

محمد حمله دار 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/2:: 6:16 عصر

http://s9.picofile.com/file/8295722750/t35get4ry65tykkkk.JPG

 

 

اصول رفتار با فرزند در ایام امتحانات

چند روزی است که وارد ماه خرداد شده ایم. ماهی که فصل مهم ترین امتحانات تحصیلی دانش آموزان است و برنامه زندگی شان را به مدت سی روز دچار تغییر می کند. یکی از عوامل تاثیر گذار بر عملکرد دانش آموز در این ماه رفتار والدین است. والدین با نوع رفتارشان می توانند باعث موفقیت یا شکست فرزندشان در امتحانات شوند. قطعا هیچ پدر و مادری از تجدید شدن فرزندش خوشحال نمی شود و آرزوی قبولی او را دارد اما برای رسیدن به این پیروزی باید نکات مهمی را رعایت کند. برخی از این نکات را در ادامه می خوانیم:

- خواهشا دعواهای خانوادگی را دست کم در این ماه کنار بگذارید. والدینی که خانه را با میدان جنگ اشتباه گرفته اند و همیشه سر کوچک ترین مسائل با فرزندشان درگیر می شوند باید حداقل در خرداد ماه آتش بس اعلام کنند و از اذییت کردن فرزند خودداری کنند تا آرامش روانی او را به هم نریزند.

 - به هیچ وجه فرزندتان را نسبت به نتیجه امتحانات مورد تهدید قرار ندهید. خود امتحانات به اندازه کافی دانش آموز را دچار استرس و ناراحتی می کنند. شما دیگر قوز بالا قوز نشوید و هی او را تهدید نکنید که «وای به حالت اگه نمره ات کم شد». برخی از والدین فکر می کنند با ترساندن فرزند حساب کار را دستش می دهند و او را به درس خواندن وا می دارند درحالی که این کار دقیقا نتیجه ی معکوس دارد زیرا اضطرابی که به فرزند وارد می شود او را از فهم درس باز می دارد.

- در زمینه محدودیت ها معتدل باشید. نه چنان او را محدود کنید که تا از جایش بلند شد بگویید «مگه تو درس نداری کجا داری میری» نه آن قدر او را آزاد بگذارید که صبح تا شب پای موبایل باشد و عین خیالش نباشدکه امتحان دارد.

 - برنامه های تفریحی شخصی تان مثل مهمانی ها را کنسل کنید تا هم فرزند خودتان هم بچه های فامیل به درسشان برسند. نوجوانان امروزی در روزهای تعطیل هم علاقه ای به حضور در مهمانی های خانوادگی ندارند چه برسد به این که در ماه حساس خرداد آن ها را از پای درس بلند کنید و به خانه عمه و خاله ببرید.

- سر و صدا نکنید. اینکه شما پای تلویزیون بنشینید و یک فیلم اکشن با صدای بلند ببینید و انتظار داشته باشید که در همان حالت فرزندتان با تمرکز درس بخواند غیر منطقی است. کارهای پر سر و صدایی مثل تلویزیون دیدن، جارو برقی کشیدن، تعمیرات منزل و... را در زمان های مناسب انجام دهید.

- بچه های کوچکتان را جمع کنید. نمی شود فرزند نوجوانتان در حال درس باشد و همزمان بچه ی سه ساله تان از سر و کول او بالا برود. در این یک ماه خودتان مسئولیت مراقبت از کوچولوها را به عهده بگیرید.

- تلقین های منفی نکنید. هی به فرزندتان نگویید «تو که طول سال درس نخوندی الان هم نمی تونی نمره بیاری» این حرف ها تاثیر بدی روی روحیه اش می گذارند.

- جویای وضعیت درسی اش باشید و کمکش کنید. اگر در درسی ضعیف است یا خودتان کمکش کنید یا یکی از همکلاسی هایش را دعوت کنید تا با هم کار کنند. تاکید می کنیم فقط یک نفر را دعوت کنید چون اگر بیشتر شوند بازی گوشی شان شروع می شود.

محمد حمله دار 

 


کلمات کلیدی : امتحانات، محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/1:: 7:0 عصر

http://s8.picofile.com/file/8295621742/rt54rtd7d6jjjjjj6.JPG

 

 

دلایل حسادت در کودکان

 حسادت به طور طبیعی در همه ی کودکان وجود دارد و نشانه های آن از حدود دو سالگی در آن ها دیده می شود. هنگامی که پدر یا مادر، کودک غریبه ای را به آغوش می کشند یا هدیه ای به او می دهند فرزند خردسالشان به سرعت به سوی آن ها می رود و برای جلب توجه شان تلاش می کند. این امر در سنین بالاتر نیز ادامه می یابد اما زمانی مشکل ساز می شود که روابط اجتماعی کودک را تحت تاثیر قرار دهد. در این صورت والدین باید ابتدا به ریشه یابی و سپس به درمان این ویژگی ناپسند اخلاقی بپردازند. برخی از دلایل حسادت در کودکان را مرور می کنیم:

  مقایسه

 مقایسه شدن کودک با هم سن و سالانش توسط والدین یکی از دلایل مهم حسود شدن اوست. اگر پدر و مادر همواره به فرزندشان سرکوفت بزنند که فلانی از تو بهتر است آتش حسادت را در او شعله ور می کنند به طوری که کودک نسبت به شخصی که با او مقایسه شده احساس نفرت خواهد کرد و حتی اگر بتواند به او آسیب هم می رساند.

  خودآگاهی نداشتن

 برخی از کودکان و نوجوانان به دلیل نداشتن خودآگاهی و اطلاع نداشتن از توانمندی هایشان دچار حسادت نسبت افراد موفق دور و برشان می شوند. سرکوب استعدادها و پایین بودن سطح فکری والدین از جمله علت های از بین رفتن خودآگاهی در فرزندان هستند.

 نداشتن اعتماد به نفس

 این دسته از فرزندان به دلایل مختلفی اعتماد به نفس ندارند و در نتیجه از یادگیری و ورود به فعالیت های جدید می ترسند در نتیجه هیچ وقت هیچ پیشرفتی نمی کنند. روشن است که در این شرایط با دیدن آن دسته از هم سالانشان که روز به روز پیشرفت می کنند احساس ناراحتی و حسادت به آن ها دست می دهد.

 شکست خوردن

 عده ای از کودکان و نوجوانان با شکست خوردن در فعالیت های گروهی یا فردی نسبت به برنده ها و موفق ها دچار حسادت می شوند به ویژه اگر این شکست خوردن ها چندین بار تکرار شوند. کاری که والدین باید در چنین موقعیتی بکنند این است که ذهنیت فرزندشان را نسبت به شکست تغییر دهند و انگیزه لازم برای ادامه راه را به او بدهند.

 

 در پایان باید گفت حسادت جزو مشکلات خطرناک است و اگر به موقع درمان نشود تا بزرگسالی ادامه می یابد تا جایی که بسیاری از جرم ها و جنایت ها صرفا به دلیل حسادت اتفاق می افتند.

 

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/27:: 7:29 عصر

http://s9.picofile.com/file/8295208292/reer65u56rt.JPG

 

سه کلید طلایی برای تربیت فرزندانی موفق

  همه ی والدین دوست دارند فرزندانشان در آینده تبدیل به افرادی موفق، مفید و معروف شوند اما مشکلشان این جاست که راه و چاه آموزش موفقیت به فرزند را نمی دانند و فقط با سخت گیری های بیجا و سرکوفت زدن انتظار دارند فرزندشان تبدیل به انسانی موفق شود. در ادامه سه کلید طلایی را نام می بریم که رمز پیروزی در هر کاری هستند. اگر می خواهید فرزند موفقی داشته باشید این ها را به او بیاموزید و اجازه دهید زمینه فعالیتش را خودش انتخاب کند .

 اعتماد به نفس

 نخستین شرط موفقیت، داشتن جرأت ورود به یک کار و ایمان به توانایی های خود است. والدینی که اعتماد به نفس را در فرزندشان پرورش می دهند در واقع آمادگی ذهنی و روانی لازم برای فعالیت در هر زمینه ای را در او به وجود آورده اند در نتیجه فرزندشان از دام منفی بافی و ترس نجات می یابد و با قدرت و جرأت وارد یک رشته و کار می شود.

  بلند پروازی

 دومین کلید طلایی موفقیت، بلند پروازی است. بلند پروازی در این جا به معنای غرور بیجا و بی گدار به آب زدن نیست بلکه به معنای بزرگ فکر کردن و داشتن اهدافی بلند است. پدر و مادر باید به فرزندشان بیاموزند که هدف هایش را بزرگ در نظر بگیرد و تلاش کند در رشته خودش جزو بهترین ها شود جوری که الگوهای او در آینده به رقیب هایش تبدیل شوند.

 مداومت

 شاید همه مردم دنیا یک بار در زندگی شان تصمیم گرفته بودند که به یک رشته و فعالیت خاص بپردازند و این کار را هم کرده اند اما مدتی ربعد خسته شدند و رهایش کردند. حتما به فرزندتان بیاموزید که موفقیت، یک شبه و یک ماهه و یک ساله به دست نمی آید بلکه رمز مهم موفق شدن و متخصص شدن مداومت است.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/26:: 7:56 عصر

http://s9.picofile.com/file/8295117700/CHILD_Encouraging_Behaviour.jpg

 

نکاتی مهم در اصول تحسین فرزند

  تحسین کردن نقش مهم و به سزایی در موفقیت هر انسانی دارد. این امر برای کودکان جایگاه مهم تر و کارسازتری دارد و پدر و مادر باید همواره به شیوه ای درست و اصولی فرزندشان را تحسین کنند اما اصول این کار چیست؟ فرق تحسین با هندوانه زیر بغل گذاشتن و تمجیدهای بیهوده چیست؟ چگونه از مغرور شدن فرزند پیشگیری کنیم؟ در ادامه خواهیم خواند

 تحسین توصیفی؛ تحسین کلی

  اگر والدین می خواهند فرزندشان را مورد تحسین قرار دهند با این کار به شکل توصیفی انجام دهند. به این معنا که به او دقیقا توضیح بدهند کدام کار یا رفتارش درست و مثبت بود مثلا بگویند آفرین به تو که همکلاسی هایت را در درس کمک کردی یا بگویند کار خیلی خوبی کردی که گذاشتی دوستت با اسباب بازی هایت بازی کند.

 در برابر تحسین توصیفی تحسین کلی قرار دارد. به این معنا که پدر و مادر صرفا با جملات و عباراتی کلی فرزندشان را تحسین کنند مثلا بگویند تو همیشه مایه ی افتخار مایی یا تو بهترین بچه ی دنیایی. این کار اثر مخربی بر شخصیت کودک دارد چون از طرفی او را مغرور و متکبر بار می آورد و این انتظار را در او پدید می آورد که همه مردم با او این گونه صحبت کنند و از سویی دیگر قدرت تشخیص خوب و بد را از او می گیرد و او متوجه نخواهد شد که کدام رفتارش خوب و پسندیده بود و باید تکرارشان کند.

  تحسین واقع بینانه؛ تحسین خیال پردازانه

تحسین باید واقع بینانه و به دور از بزرگ نمایی باشد به این صورت که پدر و مادر به اندازه ی ارزش واقعی کار فرزندشان او را تحسین کنند و از افراط و تفریط بپرهیزند. تحسین خیال پردازانه توسط والدینی انجام می شود که هیجان زده اند و فکر می کنند فرزندشان فردی استثنایی و برتر از بقیه کودکان است.

به عنوان مثال آن ها وقتی می بینند کودکشان دارد شیوه کار یک اسباب بازی متحرک را بررسی می کند با خوشحالی به او می گویند تو در آینده بزرگ ترین مهندس دنیا می شوی یا مثلا با دیدن یک کاردستی او می گویند تو بهتر از همه بچه ها کاردستی می کنی.

 این والدین با این گفتارها باعث می شوند فرزندشان هم دچار این توهم بشود که فردی استثنایی و بی نظیر است. چنین کودکانی با ورود به جامعه و مدرسه به شدت سرخورده می شوند چون می بینند که هیچ فرقی با بقیه ندارند و کاملا معمولی اند و والدینشان حرف هایی غیر واقعی به آنها زده اند.

 

 به این ترتیب باید گفت که والدین می توانند با استفاده صحیح از این ابزار مهم تربیتی یعنی تحسین، زمینه موفقیت فرزندشان را فراهم کنند به شرطی که اصول کار را رعایت کنند.


محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/21:: 7:7 عصر

http://s9.picofile.com/file/8294650468/vc65yjh77110qa.JPG

 

نگرانی سازنده یا مخرب

 همه والدین نسبت به فرزندانشان به ویژه در دوره ی کودکی و نوجوانی حساسند و نگرانند که مبادا اتفاق ناگواری برایشان بیفتد. مسئله نگرانی پدر و مادر یک امر طبیعی است اما اگر این نگرانی به اندازه ای باشد که بر ارتباط آن ها با فرزندشان تاثیر منفی بگذارد نیاز به اصلاح دارد. در ادامه ویژگی های هر یک از نگرانی های سازنده و مخرب را بررسی می کنیم.

  نگرانی سازنده

 کودکان و برخی از نوجوانان به اقتضای سنشان توجه زیادی به پیامدهای کارهایشان ندارند لذا ممکن است گاهی تصمیماتی بگیرند یا کارهایی بکند که به آن ها آسیب برساند. نگرانی سازنده والدین در چنین موقعیت هایی ریشه در واقع بینی آن ها دارد لذا طبیعی است که خطرات و آسیب های احتمالی هر کاری را به فرزندشان گوشزد کنند و آموزش های لازم را به او بدهند.

 نگرانی مخرب

 نگرانی مخرب نوعی خیال پردازی و دادن احتمال های دور از ذهن است. این والدین به شکل افراطی محتاط هستند و انتظار دارند که فرزندشان نیز مانند آن ها رفتار کند لذا با تذکرهای عجیب و غریب و وضع مقررات بیجا فرزند را ترسو و مضطرب بار می آورند و در بسیاری از مواقع او را عصبانی می کنند چون تذکراتشان به قدری زیاد و غیر واقع بینانه می شوند که فرزند دیگر توان تحملشان را نخواهد داشت.

 به مثال های زیر توجه کنید:

- اگر در امتحان فردا قبول نشوی ممکن است از درس خواندن ناامید شوی و ترک تحصیل کنی و در آینده کارتن خواب شوی!

-  اگر با دوستانت به پارک بروی شاید در راه تصادف کنی و بمیری!

- اگر از خانه بیرون بروی و هرچند دقیقه یک بار با ما تماس نگیری ما احتمال خواهیم داد که اتفاق بدی برایت افتاده!

 - اگر همراه پدرت بخواهی وسیله ای را تعمیر کنی شاید دچار برق گرفتگی شوی!

  این دسته از نگرانی ها به این دلیل مخرب نامیده می شوند که اگر انسان بخواهد چنین احتیاط هایی به خرج دهد عملا فقط باید گوشه ی خانه بنشیند و دست به هیچ کاری نزند بنابراین والدین باید نگرانی های مخرب خود را از نگرانی های سازنده تشخیص بدهند و از افراط و تفریط بپرهیزند.

محمد حمله دار 



   1   2   3   4   5   >>   >